حامی - پوستر
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:38 توسط موسسه فرهنگی تنها پناه | نظر بدهید
برکه ی آفتاب
برکه ی آفتاب
مجموعه کامل جشن برکه آفتاب شامل متن مجری،
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
امیرالمومنین, حیدر,
جوانان و نوجوانان عزیزی که علاقه مند به مدح امیرالمومنین, به صورت گروهی هستند، می توانند از سرود, زیر استفاده کنند. در زیر متن این سرود, به صورت صوتی، Word
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
مولا, علی علی
جوانان و نوجوانان عزیزی که علاقه مند به مدح امیرالمومنین به صورت گروهی هستند، می توانند از سرود, زیر استفاده کنند. در زیر متن این سرود, به صورت صوتی، Word و PDF آمده است.
دانل
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
حامی, ( غرفه,)
نحوه اجرا :
نمایشگاه غرفه, ای
گروه اجتماعی مخاطبین :
دانشجویان, خانوادگی, عمومی
مکان برگزاری :
مراکز فرهنگی, مراکز آموزشی, مکان های عمومی
تعداد مخاطبین :
نامحدود بر اساس امکانات
تع
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
سیاهی, لشکر,
نوع نوشتاری :متن مجری
مخاطبین :عمومی
سبک نوشتاری :تبلیغی
تعداد مجری :1 نفر
زمان اجرا : زیر 10 دقیقه
بسم الله الرحمن الرحیمالمستغاث بک یا صاحب الزمانهر سال بعد از اتمام دهه اول م
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
موعد, یاری,
نوع نوشتاری :متن مجری
مخاطبین :عمومی
سبک نوشتاری :تبلیغی
تعداد مجری :1 نفر
زمان اجرا : زیر 10 دقیقه
بسم الله الرحمن الرحیم المستغاث بک یا صاحب الزمان یکسری از کار ها هستند ک
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
برچسب:
نویسنده: یونا رستگار
زیر سقف لاجوردی آسمان، خانهای بود که تاج افتخار بر تارک زمین بود. چشم اهل آسمان، هر شب و روز به خانهای خیره شده بود که نورباران آن پیوستگی داشت:
نور علی، نور فاطمه و نور فرزندی خردسال که نام نیکویش حسن بود. صلوات الله علیهم اجمعین.
گاهی که خانۀ نور، میزبان پیامبر رحمت صلّی الله علیه و آله می شد، مصداق آیۀ کریمۀ «نُورٌ عَلی نُورٍ»، فرشتگان پاک را به حیرت و شگفتی وا میداشت.
آنچه در خانۀ نور موج می زد، عبادت، ایثار و صبر بر مصائب بود. و در یک کلام:
آیینه شدن برای نمایاندن قامت زیبای آسمانیِ دین حق. و این آیینه را خدای کریم، بارها به ملائک مقرّب نشان داده بود که:
«هان، ببینید بندۀ مرا ...»
مَلَک بود و حامل عرش الهی.
در سایهی لطف و رحمت پروردگار، سرخوش از اطاعت آفریدگار، روزگار میگذراند و عبادت خالق به جای می آورد.
تا آنکه خداوند او را به امری مامور کرد و او تعلّل نمود.
به تاوان خطا، پر و بال پرواز از فُطرُس ستاندند و او را از بارگاه کبریایی به جزیرهای دور دست راندند؛ تا بداند پر و بال و حیات و خلقتش تنها از برای آن بوده که فرامین خالق را لبیک گوید.
آنچه او را می آزُرد عذاب تنهایی و درد اُفول جایگاه نبود. رانده شدن از رحمت پروردگار بود که دلش را به درد می آورد و دور بودن از مغفرت دادار بود که قلبش را می فشرد.
سر به سجدهی عبودیت گذاشت و ندای پشیمانی سر داد؛ یک سال، ده سال، صد
شاید بتوان به مدد واژهها از تو گفت؛
اما هرگز واژهها آینه تمام نمای تو نخواهند بود.
به یُمن قدوم نورانیات، آینه بندان عرش تا فرش را چگونه بر کاغذ بنگارم؟
و چگونه از شعفِ دلِ حسین بگویم که چشمانش از دیدن حجت پس از خویش میدرخشید؟
و تبسّم آسمان را با کدام رنگ بر لوح خاک نقش بزنم که نه زمین، بلکه هفت افلاک برای میلادت هلهله کردند؟
پدر بندگان خدا[1] ، اینک پدر زینت اولیاء[2] است. آغوش پدرانهی حسین از لطف ایزدی گلباران است.
اینک سجّاد در آغوش اوست.
چه خوب شد که آمدی.
آبروی عبادت را خریدی. ای زینت عبادت کنندگان؛
به غیر از شکر و سجده و ثنای پروردگارت از تو نشنیدم.
آن زمان که در صحرای محشر،